به گزارش خبرگزاری حوزه، کتاب «الحاد جدید در ایران» نوشته دکتر نیما نریمانی، با این فرض اساسی به بررسی وضعیت خداباوری در فضای علمی کشور میپردازد که الحاد جدید و چالشهای برآمده از آن، مسئلهای محدود به جوامع غربی نیست و جامعه علمی ایران نیز با آن مواجه است.
محور اصلی این اثر، بررسی طبیعتگرایی علمی است
دیدگاهی که جهان را به ابعاد مادی و امور قابل تبیین با علم تجربی محدود میکند و برای واقعیتهای متعالی، غیرمادی و قدسی جایگاهی قائل نیست. نویسنده با بهرهگیری از تحلیل فلسفی، مصاحبههای کیفی و پیمایش کمی، تلاش کرده است وضعیت باورهای دینی در میان دانشجویان و دانشگاهیان ایرانی و میزان آمادگی نهادهای علمی و دینی برای مواجهه با این مسئله را ارزیابی کند.
از تاریخ الحاد مدرن تا غلبه طبیعتگرایی در فضای علمی
فصل نخست کتاب به بررسی سیر تاریخی شکلگیری الحاد مدرن اختصاص دارد. نویسنده در این فصل، نقش علم جدید و نظریه تکامل در تحولات اندیشه الحادی، جریانهای الحادی در فلسفه تحلیلی و قارهای و گسترش طبیعتگرایی در محیطهای دانشگاهی جهان را بررسی میکند.
در این بخش، با استناد به برخی پژوهشهای آماری، به تفاوت میزان خداباوری در میان دانشمندان و فیلسوفان با عموم جامعه اشاره شده است. بر اساس دادههای نقلشده در کتاب، حدود ۲۳ درصد دانشمندان دانشگاههای برجسته آمریکا به خدا باور دارند؛ درحالیکه این میزان در میان عموم مردم حدود ۸۰ درصد گزارش شده است. همچنین حدود ۷۳ درصد فیلسوفان تحلیلی، خود را ملحد معرفی کردهاند.
مواجهه دانشجویان ایرانی با چالشهای علم و دین
فصل دوم به نتایج مصاحبههای کیفی با دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشتههای فیزیک، زیستشناسی و علوم شناختی در دانشگاههای برتر ایران اختصاص دارد.
یافتههای این مصاحبهها نشان میدهد مواجهه جدیتر با نظریههای علمی جدید، بهویژه نظریه تکامل، علوم اعصاب و علوم شناختی، باورهای دینی برخی دانشجویان را با چالشهایی مواجه کرده است. در میان دیدگاههای مطرحشده، گرایش به طبیعتگرایی علمی، فیزیکالیسم، نسبیگرایی اخلاقی و تبیین تکاملی دین نیز مشاهده میشود.
از دیگر یافتههای این بخش، ارزیابی انتقادی دانشجویان از محتوای دروس معارف است. بسیاری از مصاحبهشوندگان این دروس را از نظر محتوایی ضعیف، فاقد قدرت اقناع کافی و ناآشنا با ادبیات علمی روز ارزیابی کردهاند.
نتایج پیمایش درباره نسبت علم جدید و باور دینی
در فصل سوم، نویسنده نتایج یک پیمایش کمی با حدود ۴۰۰ پاسخدهنده، عمدتاً از میان دانشجویان مقاطع مختلف دانشگاههای برتر، را ارائه میکند.
بر اساس نتایج گزارششده در این پیمایش، حدود ۷۵ درصد پاسخدهندگان معتقدند علم جدید تصویری بیهدف و بیغایت از انسان ارائه میدهد. همچنین حدود ۵۰ درصد با این گزاره موافقاند که تمام حالات ذهنی و روانی انسان نتیجه فرایندهای مغزی و مادی است.
از سوی دیگر، حدود ۸۳ درصد پاسخدهندگان نوعی تعارض کلی میان تصویر علمی جدید از جهان و نگاه دینی به آن مشاهده میکنند و ۵۸ درصد نیز اظهار داشتهاند که آشنایی جدیتر با نظریههای علمی، تغییرات اساسی در نگاه آنان ایجاد کرده است.
در زمینه تأثیر نظریههای علمی مشخص، حدود ۴۶ درصد معتقدند نظریه تکامل اساس نگاه دینی به جهان و انسان را از بین برده است. همچنین ۲۸ درصد بر این باورند که فیزیک جدید نیاز به خداوند بهعنوان خالق را کنار زده است.
در مقابل، حدود ۶۳ درصد پاسخدهندگان تنظیم دقیق ثوابت فیزیکی را شاهدی بر طراحی الهی میدانند؛ هرچند ۳۷ درصد اعلام کردهاند با این مسئله آشنایی ندارند.
یکی دیگر از محورهای مهم پیمایش، ارزیابی عملکرد مراکز معارف دانشگاهی است. بر اساس دادههای کتاب، حدود ۸۸ درصد پاسخدهندگان محتوای کلاسهای معارف را در مواجهه با چالشهای جدید علم و دین کمتر از ۵۰ درصد قانعکننده ارزیابی کردهاند. همچنین ۶۶ درصد میزان اقناعکنندگی این محتوا را کمتر از ۲۰ درصد دانستهاند. افزون بر این، حدود ۶۸ درصد معتقدند استادان معارف در پاسخگویی قانعکننده به مسائل جدید علم و دین ناتواناند.
سهم اندک مباحث الحاد جدید در نشریات فلسفی و کلامی
فصل چهارم کتاب به بررسی وضعیت پژوهشهای منتشرشده در هشت نشریه معتبر فلسفی و کلامی کشور طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰ اختصاص دارد.
بر اساس بررسی نویسنده، از میان حدود ۱۰۹۰ مقاله منتشرشده در این نشریات، تنها ۸۲ مقاله، معادل حدود هفت درصد، به موضوع الحاد و طبیعتگرایی جدید مرتبط بودهاند. از این تعداد، حدود ۴۲ مقاله رویکردی مدافع خداباوری داشتهاند، ۳۰ مقاله به تبیین موضوع پرداختهاند و ۱۰ مقاله نیز رویکرد انتقادی داشتهاند.
این آمار نشان میدهد تنها حدود چهار درصد از مجموع مقالات بررسیشده، بهصورت جدی و با رویکرد دفاع از خداباوری به مواجهه با طبیعتگرایی علمی پرداختهاند.
چهار چالش اساسی در مواجهه پژوهشی با الحاد جدید
نویسنده در فصل پایانی، ضمن جمعبندی یافتههای کتاب، چهار معضل اساسی را در فضای پژوهشی داخلی شناسایی میکند:
۱. نادیده گرفتن اصل مسئله: جدی نگرفتن چالشهای ناشی از الحاد جدید و طبیعتگرایی علمی.
۲. بیتوجهی به ابعاد و عمق مسئله: نادیده گرفتن گستردگی و ارتباط نظاممند مسائل مطرحشده در حوزه علم، فلسفه و دین.
۳. فقدان مواجهه حقیقی و اقناعکننده: پاسخهایی که غالباً بر مفروضاتی استوارند که در فضای علمی و فلسفی معاصر از پشتوانه دفاعپذیر کافی برخوردار نیستند.
۴. بیتوجهی به ادبیات علمی روز: فاصله گرفتن پژوهشهای داخلی از مباحث و دستاوردهای جدید در حوزه فلسفه علم، فلسفه دین و مطالعات علم و دین.
ضرورت بازسازی مواجهه علمی با طبیعتگرایی
نتیجه اصلی کتاب این است که در صورت تداوم ضعف نهادهای علمی، فلسفی و دینی در مواجهه تخصصی و بهروز با چالشهای علم جدید و طبیعتگرایی علمی، احتمال گسترش شکاف میان باورهای دینی و فضای علمی در نسلهای آینده افزایش خواهد یافت.
نویسنده راهحل این مسئله را نه در سانسور یا انکار نظریههای علمی، بلکه در تقویت جریان «خداباوری علمی»، مشارکت متخصصان آشنا با علوم تجربی و فلسفه علم، نقد مبانی طبیعتگرایی و بازنگری جدی در محتوای آموزشی مراکز معارف و جهتگیری پژوهشی نشریات فلسفی و کلامی میداند.
کتاب «الحاد جدید در ایران» نوشته نیما نریمانی، تلاشی برای طرح جدیتر نسبت میان علم جدید و خداباوری در جامعه دانشگاهی ایران است؛ اثری که با پیوند دادن مباحث فلسفی به دادههای میدانی، میکوشد تصویری از وضعیت موجود و کاستیهای پژوهشی در مواجهه با الحاد جدید ارائه کند.
علاقهمندان برای مطالعه تفصیلی مباحث این کتاب میتوانند به نسخه منتشرشده آن از سوی «ایران کتاب» مراجعه کنند.










نظر شما